پاره‌سنگ: انسان٬ اشرف مخلوقات

پاره‌سنگ

پاره‌سنگ‌های گاه‌گاهی ذهن من

2007/04/07

انسان٬ اشرف مخلوقات

در تمام مخلوقات سازوکاری برای بقای نسلشان نهاده شده تا سلسله حیاتشان منقطع نشود٬ انسان هم استثنا نیست. در انسان ها این ارگان از سنین حدود ۱۳-۱۸ سالگی به فعالیت می افتد و گاهی تا دوران کهولت نیز کار می کند.
فارغ از سنت و فرهنگ و مذهب٬ از نظر بیولوژیکی برای تولید نسل سالم بهترین زمان٬ دوران جوانی است که بدن انسان با توانایی تمام فعالیت می کند. در همین زمان است که میل جنسی انسان قوی ترین دوره را طی می کند.
در جوامع سنتی-روستایی در همان عنفوان جوانی مردم مزدوج می شوند و زندگی شان را پی می گیرند و مشکلی به عنوان مشکل جنسی ندارند.
در جوامع مدرن نیز٬ از عنفوان جوانی مردم جفت یابی می کنند و فعالیت جنسی شان را آغاز می کنند٬ ولی به دلایلی٬ مثلا به علت استانداردهایی که برای زندگیشان تعریف کرده اند ٬ ازدواج و تشکیل خانواده را به سالهایی بعد موکول می کنند. در چنین جوامعی هم مشکل حادی به نام مشکل جنسی ندارند.
اما در جوامعی که دوهوایی شده اند٬ یا به زبان دیگر بین سنت و مدرنیته گیر افتاده اند٬ هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتد! معمولا مردم تشویق به انکار و یا فراموشی چنین نیازی می افتد. ظاهراً کسی نیاز جنسی ندارد٬ و اگر فردی دنبال جفتی بگردد٬ انگار که کار غیر طبیعیی می کند انگهای فراوانی می خورد؛ با اینکه ذهنهای جوانان درگیر چنین مساله ای است و اکثر رفتارها در چنین راستایی تعبیر می شوند.
اما مساله٬ مساله ای نیست که بتوان انکارش کرد. در چنین جوامعی هزار ترفند متفاوت ابداع می شود که در راستای یافتن زوج دلخواه است٬ از تشکیل گروه های ادبی و یا NGO که در دانشگاههایمان کم نیستند بگیریم تا دعوت به کوه نوردی و جشن تولد. حالا انرژی و زمانی هم که در این راستا هزینه-تلف می شود در نظر بگیریم. چنین دورانی که می تواند مهمترین بخش زندگی یک فرد/جامعه باشد چگونه که نمی گذرد.
در جوامع مدرن البته نه تنها آن را تکذیب نمی کنند که کلی استفاده اقتصادی هم از آن می شود٬ در عالم تبلیغات و گرداندن پول و سرمایه. حالا درست و غلطش به کنار اما کلی چرخش سرمایه از همین غریزه نشات می گیرد. در مثل مناقشه نیست! دوست دارم اشاره ای هم بکنم که خداوند عالم در کتاب آسمانی٬ برای تبلیغ بهشت در کنار شیر و عسل وشراب٬ از وصف حوری و غلمان هم غافل نمی شود.
می دانم که تمام این چیزها که نوشتم همه می دانستیم٬ ولی بعید می دانم کسی آنرا صریحاً قبلاً مکتوب کرده باشد ...
بد نیست جامعه شناسانی بنشینند و برای مردم جوامع گیر کرده در سنت و مدرنیسم٬ از جمله ایران ما٬ راه حل هایی برای گذار بیابند٬ شاید که همه چیز در رساله علما خلاصه نشده باشد!

1 Comments:

Anonymous feragh said...

:)

4/08/2007 10:30 AM  

Post a Comment

<< Home